وقتی که شانه هایم
در زیر بار حادثه می خواست بشکند
یک لحظه از خیال پریشان من گذشت:
بر شانه های تو میشد اگر سر بگذارم
وین بغض درد را از تنگنای سینه بر ارم
های های
ان جان پناه مهر
شاید که می توانست
از بار این مصیبت سنگین اسوده ام کند... داداشی دلم خیلی برات تنگ شده...

نبودنت بهترین بهانه ا ست برای ا شک ریختن ...
ولی کاش بودی تا ا شکهایم از شوق دیدارت سرازیر می شد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت می شد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو می رساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
می دانم که نمی دانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
می دانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود
می دانم که نمی دانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...
انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!
تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛ غصه ، نا امیدی ، شکنجه روحی ،د لتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا
هق هق شبونه ؛ ا فسردگی ، پشیمونی، بی خبری و د لواپسی و....!
.
.
برای هر کدوم از این کلمات، چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد،
خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه، باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهمید و درست درکشون کرد !!!
.
.
خدا جونم به من قدرت تحمل و صبری بده تا بتونم این انتظارو به سر برسونم.....
داداشی دلم خیلی برات تنگ شده...
|